تبليغاتX
زمزمه

زمزمه

با اینکه با موسیقی کلاسیک و پاپ چندان ارتباطی نمی توانم برقرار کنم و آن را نمی فهمم اما معمولا کارهای سلن دیون  برایم شنیدنی بوده. بیشتر کلامش را هم نمی فهمم. انگار صدای خواننده هم یک ساز است مثل بقیه سازهای گروه. موسیقی بی کلام است. نقطه تمایز صدای او با سازهای دیگر یکی تنوع آن است و دیگری اینکه تولید کننده صدا یک انسان است. از آنجا هم که طبع ما شرقی است ترانه های ملایم و بدون جاز او را بیشتر می پسندم.

 

به برکت داشتن همسر علاقه مند و فعال، چندین ماه پیش مطلع شدیم که سلن دیون در بریزبن کنسرت خواهد داشت. مشتاقانه برای تهیه بلیط تماس گرفتیم و طبق معمول فهمیدیم که دیر شده و همه بلیط ها فروش رفته. با این حال اسم خود را در لیست انتظار نوشتیم. حدود دو هفته قبل از کنسرت تماس گرفتند و گفتند اگر همین الان اقدام کنید جا برای شما باز شده و خلاصه موفق شدیم بلیط را تهیه کنیم و جای شما خالی چند شب پیش  کنسرت برگزار شد.

 

با ورود به محل برگزاری کنسرت که به بزرگی یک شهرک بود نظم شدیدی توجه ما را جلب کرده بود و در بعضی موارد جدیتی که مامورین برگزار کننده برای هر کار کوچک و بی اهمیتی صرف می کردند ما را به خنده می انداخت. محل کنسرت هم سالن بزرگ و پر هیبتی بود با ظرفیت حدود ده تا دوازده هزار نفر.  سلن دیون آمد، دقیقا دو ساعت خواند و رفت. البته دو ساعت را بعد از اتمام کنسرت از روی ساعت فهمیدیم.

 

برای اولین بار بود که به کنسرتی می رفتم و چیزی که میشنیدم و میدیدم، بیش از حد انتظارم بود. این بار دیدن اجرای هنرمندان از نزدیک فقط شنیدن صدای موسیقی زنده نبود که چشمت را ببندی تا بهتر بتوانی روی صدا تمرکز کنی. روی صحنه نوازندگان و رقصندگان و خواننده ها هر یک مشغول کار خود بودند اما حاضران این همه را فقط یک چیز می دیدند. کار به قدری هماهنگ و دقیق بود که از آواز، ساز،  رقص و نور هیچ یک را نمی شد جدا کرد. ار درو دیوار هماهنگی می بارید. جالب اینکه یکی از کارهای او که جدید و به نظر ما در اوج بود، بر خلاف طبع ملایم پسند ما بسیار پر سرو صدا و با محوریت جاز بود!  

 

خلاصه با وجودی که همچنان با همان تار و کمانچه خودمان بیشتر صفا می کنم اما از نزدیک تجربه کردم که این نوع موسیقی هم می تواند تامل بر انگیز و تاثیر گذار باشد.

 

 

پی نوشت: چند وقتی است چیزی برای نوشتن به ذهنم نمی رسد. به قول دکتر سروش به کسی شاعر می گویند که به راحتی شعر بگوید و نیاز به فشار آوردن به خود نداشته باشد. نویسندگی و اصولا هر هنر دیگری هم همینطور است. نویسنده نوشته خود را زایمان نمی کند.

+  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387   توسط محمد کاشی  |