بر اساس تفکر حاکم و در حال تبلیغ در ایران خداوند متعال برای همه شئون زندگی آدمیان از روابط خانوادگی گرفته تا عمده ترین سطوح اجتماعی و سیاسی ، نقشه و برنامه ای تهیه و ابلاغ کرده است. و طبیعتا از همین منظر تنها انسانهایی از سعادت دنیا و آخرت بهره مند خواهند شد که این احکام و برنامه های صادره را در زندگی خود جاری کنند. برترین دینی هم که حامل و حاوی این برنامه ها است اسلام و نزدیکترین مذهب به حقیقت نیز شیعه است. مباحثی چون وجود قرائت های مختلف هم که به کلی باطل است و احکام از قبل صادر شده در متون دینی موجود به صورت لایه به لایه خوابیده اند و تنها گروه مشخصی مسئول پردازش و جستجو در این منابع بی انتها بوده و احکام و برنامه های الهی را به عنوان نتیجه پردازشها به صورت آماده و روشن در اختیار دیگران قرار می دهند. بر پایه این اعتقاد همه ادیان و سیستمهای زندگی موجود بر روی کره خاکی اگر به کلی باطل نباشند ، یقینا حاوی همه حقیقت هم نیستند و نمیتوانند به عنوان مرکبی مطمئن انسان را به مقصودی که هدف خلقت اوست برسانند. مرکب آنان یا لنگ است و به مقصد تعیین شده نمیرسد ، یا کور است و به بیراهه میرود. حال آنکه مهمترین دلیل و هدف خلقت جهان، از همین منظر رسیدن انسان به عنوان اشرف مخلوقات به درجه کمال و عبودیت است و سعادت او هم در گرو رسیدن او به چنین درجه ای است.
به عبارت دیگر همه جهان همچون ماشینی است بسیار پیچیده که قرار است محصولی به نام انسان کامل و سعادتمند تولید کند.
همچنین بر اساس یکی دیگر از برنامه های از پیش تعیین شده، همین سیستم اعتقادی حاکم بر ایران روزی همه زمین را خواهد گرفت و همه جرخ های دنیا بر این محور خواهد گشت. همه فرقه ها یا ادیان دیگر هم یا به کلی مطرود خواهند شد و یا در زیر همین چتر نشسته و در حاشیه آن قرار می گیرند.
وقتی از چنین دیدی که مطرح شد به هستی نگاه می کنم از میزان بازدهی کل جهان به عنوان یک سیستم بی نهایت پیچیده تعجب می کنم. اگر فرص کنیم که جمعیت ایران در حال حاضر 100 میلیون باشد بنابراین فقط حدود یک درصد از مردم روی کره زمین این اقبال را داشته اند که از موهبت چنین هدایتی برخوردار باشند. یعنی اگر فقط به مقطع کنونی تاریخ که هنور هم آن روز موعود نرسیده نگاه کنیم جهان و همه بی شمار موجودات ریزو درشت با مدیریت و دقتی غیر قابل درک ، هر لحظه در کارند تا 6.5 میلیارد انسان در حال زندگی در زمین از طریق راهی مشخص به هدفی بازهم مشخص برسند. و از طرفی هم به دلیلی نا معلوم این راه کامل و الهی تنها برای یک درصد آنها تبیین شده است. یا اگر هم برای درصد بیشتری تبیین شده به هرحال فقط همین یک درصد چنین شیوه ای را پذیرفته اند ( اگر با فرض محال همه مردم ایران پذیرفته باشند).
آیا واقعا چرخ جهان هستی به عنوان یک کارگاه بسیار پیچیده که هر لحظه در حال خلق و نوآوری است تنها برای این جمعیت قلیل درحال چرخش است؟ آیا مصداق اکثرهم لایعقلون بیش از شش میلیارد انسان است؟ آن هم انسانی که قرار است مقصود همه خلقت باشد. چگونه با وجود این همه الطاف خداوندی و در سایه رحمانیت او بیش از شش میلیارد انسان کاملا یا تا حدزیادی از مرحله پرت اند؟ آیا جهان هستی با این میزان بازدهی، بی نقص است؟
