تبليغاتX
زمزمه - اخلاق بدون دین

زمزمه

 

به نظر می رسد که چگونگی ارتباط بین اخلاق و دین از مباحث مورد اختلاف میان صاحب نظران حوزه دین  است.  بنده هم طبعا به عنوان یک جور صاحب نظر، مقاله زیر را برای استفاده احتمالی خوانندگان احتمالی ترجمه فرموده ام.  از آنجا که با وجود صاحب نظر بودن این اولین تجربه بنده در ترجمه است، اشکالات متن را ناشی از مترجم ناشی بدانید و او را آگاه فرمایید:

آیا دین سر منشاء اخلاق است؟

بسیاری بر این باورند که انکار الهی بودن اخلاق کفرآمیز و غیر منصفانه است، خواه اخلاق، شکل گرفته از آموزه های آیینی در طول زمان باشد و چه نتیجه آموزشهای ادیان رسمی، هر دو دیدگاه به نتیجه مشترکی منتهی می شوند: ما برای کنترل خواسته های طبیعی مان ناگزیر از دین هستیم. به قول کاترین هبورن در کتاب ملکه افریقایی: دین در میان خواسته ها و کشش های  طبیعی از هر سو، اخلاق را به عنوان یک جهت نما در اختیار ما می گذارد.

در ایالت متحده آمریکا با وجودیکه محافظه کاران دست راستی بر بازگشت به دین به منظور احیای اصول اخلاقی تاکید می کنند، فاصله بین دولت و دین به سرعت در حال کم شدن است ، مخالفت با سقط جنین به عنوان مخالفت با فرمان خدا شدت گرفته و همچنین دین بار دیگر به مدارس راه یافته اما هنوز موانع بسیاری بر سر راه باور به الهی بودن اخلاق وجود دارد.

اول اینکه نمی توان گفت که خدا کامل و خوب است و در عین حال او منشا هم خوبی ها  وهم بدی ها در ما است. این گفته با کامل مطلق بودن خداوند ناسازگار است.

دوما هیچ اصول اخلاقی مشترکی بین همه دینداران جود ندارد که مورد پذیرش منکران  نباشد. به عبارت دیگر نمی توان گفت که منکران دین کمتر از متدینان به اصول اخلاقی  پای بندند حتی اگر افعال اخلاقی آنها بر مبنای دیگری استوار شده باشد. آنها نیز غالبا به قوت و شدت دیگران فعل خوب را از بد تشخیص می دهند برای مثال مانند دیگران در حرکت های ضد برده داری و یا حقوق بشری  شرکت کرده و می کنند.

سومین اینکه با وجود تفاوتهای اصولی بین ادیان عمده و همچنین تمدن هایی نظیر چین باستان که در آن دین اهمیت کمتری نسبت به دیدگاه های فلسفی نظیر کنفوسیوس دارد، بعضی عناصر اخلاقی در همه آنها یکسان به نظر می رسند. از یک منظر می توان گفت که به همه انسانها در زمان خلقت فطرت یکسانی داده شده است. اما نگاهی دیگر که با علوم تجربی نیز انطباق دارد، آن است که ما در طول میلیون ها سال به تدریج استعداد تمیز دادن درست از نادرست را در خود تکامل بخشیده ایم.

در حقیقت به نظر می رسد که علوم معرفت شناسانه مبتنی بر بحثهای نظری و برآمده از فلسفه اخلاق برای اولین بار امکان حل نزاع بر سر منشاء اخلاق را فراهم کرده است.

حال با توجه مطالب فوق سه سناریوی زیر را مطالعه و  جاهای خالی آنها را با سه عبارت واجب، مجاز و غیر مجاز پر کنید:

 1- یک واگن از کنترل خارج شده با شتاب به سوی پنج عابر پیاده در حال حرکت است. یک کارگر خط آهن در کنار کلیدی ایستاده است که با آن می تواند واگن را به یک سوی ریل واژگون کند.این کار منجر به مرگ یک نفر دیگر می شود که در جای دیگری ایستاده اما جان پنج نفر را نجات خواهد داد. کلید زدن توسط کارگر ....... است.

 2-  شما تنها شاهد غرق شدن کودکی در یک استخر کم عمق هستید اگر کودک را از آب بگیرید او نجات خواهد یافت. اما با این عمل شلوار شما خراب می شود. گرفتن کودک از آب ....... است.

 3- پنج بیمار همزمان وارد بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان شده اند و هر یک برای ادامه حیات نیاز به پیوند یک عضو دارند و زمان کافی برای درخواست اعضاء از خارج از بیمارستان وجود ندارد. یک شخص سالم در اتاق انتظار بیمارستان نشسته است اگر جراح اعضاء این شخص سالم را به بیماران پیوند بزند پنج نفر نجات خواهند یافت و شخص سالم درخواهد گذشت. گرفتن اعضاء شخص سالم ...... است.

 اگر شما مورد اول را مجاز ، مورد دوم را واجب و سومین را غیر مجاز بدانید همانند 1500 نفر دیگری هستید که در سراسر دنیا در این آزمایش اخلاقی ما که به صورت آن لاین برگزار شد، شرکت کردند. در دیدگاهی که اخلاق را کلام خدا می شمارد، افراد بدون دین باید پاسخی متفاوت به این سوالات داشته و یا حد اقل توجیه متفاوتی برای پاسخ خود داشته باشند.

 برای مثال افراد بی دین باید در مورد سوال دوم پاسخی متفاوت داشته و به دلیل فقدان معیار اخلاقی از نجات کودک صرف نظر کنند. اما نتایج نشان می دهند که هیچ تفاوت قابل ملاحظه ای بین افراد با و بدون اعتقاد دینی مشاهده نمی گردد. 90 درصد شرکت کنندگان واژگون کردن واگن را مجاز، 97 درصد نجات کودک را واجب و 97 درصد پیوند اعضاء فرد سالم را غیر مجاز دانستند. در توضیح پاسخ ها نیز نشانی از ریشه های دینی در پاسخ شرکت کنندگان ملاحظه نگردید.

این مطالعات زمینه های تایید تجربی این نظریه که ما دارای قوای اخلاقی نظیر سایر قوای دیگر ذهنی مانند زبان و ریاضیات هستیم را فراهم کرد. این قوای اخلاقی با فرهنگ بومی ما تعامل دارد و محصول میلیون ها سال حیات اجداد ما به عنوان موجوداتی اجتماعی و بخشی از میراث عمومی ماست. قوای اخلاقی تکامل یافته ما لزوما پاسخ درست یا یکسانی برای تردید های اخلاقی ندارد. آنچه برای پدران ما خوب بوده است ممکن است برای نوع بشر امروزه خوب نباشد. اما با آگاهی به ان تغییر در سرزمین اخلاقیات ( برای مثال حقوق حیوانات ، سقط جنین و خود کشی برای رهایی از بیماریهای سخت و غیره ) نه از درون مذهب بلکه انعکاس دقیق انسانیت و آنچه ما به عنوان یک زندگی خوب تلقی می کنیم می باشد. بدین ترتیب آگاهی از اخلاق جهانی و تغییرات آن بسیار حائز اهمیت است تا ما بر طبق آن و یا در صورت مخالفت بر خلاف آن عمل کنیم.

اخلاق را می توانیم بشری بدانیم، بدون آنکه از دین خارج شویم و یا به مقدسات توهین کنیم. چراکه این طبیعت ماست که منشاء اخلاق است، نه خداوند. امیدواریم دولتهایی که اخلاق و مذهب را برابر می دانند گوش شنوایی داشته باشند.   

 منبع : Morality without religion, Mars Hauser and Peter Singer

 http://www.centerforinquiry.net/uploads/attachments/HauserSinger.pdf

+  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388   توسط محمد کاشی  |