تبليغاتX
زمزمه

زمزمه

 

در خبرها دیدم که آقای احمدی نژاد در یکی از سخنرانیهای بعد از جریان نیویورک گفته بود می خواستند ما را عصبانی کنند اما مااین موضوع را پیش بینی کرده بودیم و نقشه آنها عملی نشد. باید پرسید که مثلا اگر عصبانی میشدید می خواستید چه بگوييد؟ فقط از شما همین مانده که در دانشگاه کلمبیا در مقابل چشم همه جهان  بگویید بی سواد و دیکتاتور خود تويي و هفت جد و آبادت! شما بیش از دوسال است که آرامید و با لبخندی حک شده بر صورت حرف می زنید ، روزگار ما این است وای به حالیکه خدای نکرده عصبانی شوید.

 

گذشته از این حرفها من فکر می کنم اساسا روی صحبت رئیس دانشگاه کلمبیا تنها با آقای احمدی نژاد نبود و این همه کینه نمیتوانسته فقط در طول دوسال در دل آنها به وجود آمده باشد. به نظر من صحبتهای رئيس دانشگاه کلمبیا بازتابی بود از این همه پیامهای عصبی و تکراری که ما به دائما در طول این سی سال در دنیا منتشر کرده ایم.  شاید آنها مدتها منتظر چنین شخصی بودند تا بتوانند آنچه در دل دارند صریحا بیان کنند. معمولا با هرکسی با زبان خود او صحبت می کنند. با اقای هاشمی نمتواستند اینطور حرف بزنند چون او حداقل انقدر هوشياری داشت که چگونه در مقابل سوالهای مشکل ساز سکوت کند یا طفره رود و هرجا هر حرفی را نرند. گرچه این رفتار او برای ما ناراحت کننده بود و نوعی حیله گری محسوب می شد  اما حداقل اگر مشکلی را حل نمیکرد ، غائله جدیدی هم  راه نمی افتاد. موضوع سربسته می ماند تا شاید سالها بعد ساده دلی پیدا شود و سر آن را باز کند.  آقای خاتمی هم نمیتوانست مخاطب خوبی برای آن حرفها باشد. او هرچند که قدرت چندانی نداشت و حرف آخر را او نمیزد اما در کلام و از آن مهم تر در عملکرد او  آشتی ، مهر و مدارا موج میزد. او با تمام قدرت نیم بندی که داشت همه تلاش خود را کرد که قدری از نگاه دنیا را به ما تغییر دهد و موفق هم بود. شاید نظر شخصی مثل رئیس دانشگاه کلمبیا در زمان دولت آقای خاتمی هم نسبت به مجموعه حکومت ما همین بود اما در مقابل خاتمی چنین اعتماد به نفسی نداشت که او را بی سواد خطاب کند. 

 

بدیهی است که قدرتهای دنیا هم پاک نیستند. آنها هم به خاطر منافع خود اخلاق نمی شناسند و هرکاری می کنند چون انسانند. اما اگر آنها از آن سوی دنیا به خاور میانه آمده اند و یا به غلط سر در هر سوراخی می کنند و با زیاده خواهی هر چیزی را زیر نظر دارند حداقل در ممالک خود به طور نسبی تکلیف خود را می دانند و چرخشان می گردد. اگر رفتار آنها مطابق اخلاق نیست، کار ما مطابق هیچ چیز نیست که با این فلاکت و رکود اقتصادی و فقر، بیش از هر چیز به دنبال دشمن می گردیم. اصولا تنها تحقیقاتی که خیلی برای ما جدی است دشمن شناسی است. در این سی سال تا توانستیم از دشمن حرف زدیم چون کلا دشمن خوب چیزی است برای اینکه همه چیز را به گردن او بیاندازیم. ضمنا دشمن عنصری است که خائن تراش هم هست. وقتی دشمن هست هر مخالفی هم می تواند خائن باشد و تکلیف خیانت و خائن هم که روشن است. اگر کنار تشویش اذهان عمومی عامل صهیونیست هم بگذاریم تاره میشود یک چیز دندانگیر.

 

آری چیزهایی که در دانشگاه کلمبیا شنیدیم به هرحال در فرصت مناسبی باید می شنیدیم.

  •  پی نوست: از حق نگذریم یکی از نکات مثبت این دولت این است که شرایط به صورتی شده که حتی من هم در این حوزه ها حرف می زنم....  منطقی هم هست... کسی را انتخاب کرده ایم که او را می فهمیم.
+  چهارشنبه هجدهم مهر 1386   توسط محمد کاشی  |