اصالت دنيا يا آخرت
در مقابل نطريه پردازاني كه تلاش كرده اند تا تفسيرهاي نو تري از دين ارائه دهند بر اين باورند كه برخورداري هاي طبيعي انسان در اين عالم خودبه خود مورد رضايت خداست. انسان تنها با وظيفه مندي و مسئوليت داري تعريف نمي شود. بلكه انسان با "زندگي بر طبق اراده خدا" معرفي مي شود . اين مفهوم شامل سه بخش كلي ميشود كه عبارتند از وظيفه مندي و مسئوليت داري و "تمتعات طبيعي انسان". بنابراين اين گروه "تمتعات طبيعي انسان" را نيز چون بخش ديگري از زندگي بر طبق اراده خداست، از وظايف انسان مي دانند.
اينكه كدام گروه به حقيقت نزديكترند سوال ساده اي نيست اما از منظر اداره جامعه و حكومت روش كار بر اساس هر يك از اين دو ديدگاه بسيار متفاوت است.
پس از انقلاب ايران و با گذشت زمان ، همفكران گروه اول به تدريج به قدرت بيشتري رسيدند و امروز به خصوص با روي كار آمدن دولت اخير تمامي حاكميت به صورت يك دست از نظر فكري متعلق به گروه اول مي باشند درحاليكه اكثريت مردم از حكومت به عنوان مديران جامعه انتظار تامين نيازهاي اوليه خود و رفاه و امنيت اجتماعي را دارند. و در اين مرحله از زندگي فعلا به اصالت دنيا و يا آخرت فكر نمي كنند.
صاحبان قدرت نيز با فرضي خوش بينانه كه هيچيك از آنها تنها كسب قدرت وثروت را هدف نگرفته و همه براي رسيدن به اهداف متعالي خود تلاش ميكنند، به خوبي اين نياز را مي دانند. از ايدآلها و اصول فكري خود ذره اي عدول نكرده اند اما با فروكش كردن موجهاي انقلاب و جنگ روز به روز در شعارهاي خود كمتر از نامقدس بودن و پست بودن دنيا حرفي ميزنند و هنگام نياز به جلب نظر و دريافت راي مردم فقط از توسعه اقتصادي، شكوفايي علمي ، عدالت اجتماعي و غيره سخن ميگويند.
اما در عمل مشاهده ميشود كه هدف واقعي از كسب قدرت ، تامين "دنياي" مردم نيست. بلكه هدف - با تاكيد بر نگاه خوش بينانه - ايجاد جامعه ايست براي انجام وظيفهها ي اصلي يعني "نيايش" و "خدمت به خلق" و ايجاد شرايطي كه افراد جامعه بتوانند به وظايف از پيش تعريف شده خود در دين عمل كنند. وعده ها همه در جهت كسب ثروت و رفاه همگاني است اما سياستهاي اتخاذ شده چون از نياز ديگر و هدف ديگري سرچشمه مي گيرند ، نابودكننده رفاه و آرامش جامعه و يا به ضرر آن است.
به هرحال متعلق به هرگروه فكري كه باشيم و دنيا را اصل مقدماتي بدانيم يا هدف نهايي ، نميتوانيم وظيفه اوليه هر حكومتي را ايجاد جامعه اي برخوردار از امكانات اوليه و حياتي زندگي مردم ندانيم. يا حداقل نميتوانيم حكومت را مانع زندگي دنيوي مردم بدانيم ! بنابراين به نظر مي رسد كه گروه اول بايد براي نيل به هدف خود وسيله اي به غير از قدرت را پيدا كنند و به روش هاي ديگري آخرت گرا يي و اصالت آن را تبليغ كنند.
پي نوشت: مقدمه اين پست برداشتي است از كتاب "ايمان و آزادي" نوشته آقاي محمد مجتهد شبستري
