چند روز پیش دوره یک ساله فعالیت ما در صدای فارسی رادیوی محلی بریزبن به اتمام رسید. یک سال هرچه توانستیم برای برای تهیه و ضبط و پخش برنامه ها وقت گذاشتیم. گذشته از همه پستی و بلندی های این دوره یک پیز را به خوبی لمس کردم و آن اینکه در دنیای مدرن امروز، رادیو به ابزاری کهنه و کم اثر تبدیل شده است. البته این نتیجه عجیب و جدیدی نیست و افت کمی شنونده های رادیو در داخل ایران هم مشهود بود. اما تصور می کردم که با توجه به شرایط خاص اینجا که از هیچ منبعی صدای فارسی شنیده نمی شود ایرانی های اینجا از فرط تشنگی و دلتنگی،همین باریکه آب رسانه کوچک خود را قدر بدانند، هر روز برنامه هایش را انتظار بکشند و به آن حساسیت نشان دهند.
در ابتدا تصور می کردم که این مشکل ایرانی جماعت است که فقط مصرف کننده است. اگر روزی اش رسید مصرف می کند ... اگر هم نرسید می سازد و انتظار می کشد تا روزی شاید ورق دوباره به نفع او برگردد.
اما به نظرم واقعیت این است که دیگر در عصر ماهواره ها، صداها و تصاویر دیجیتالی و اینترنت نمی توان مردم را مجبور کرد که در ساعتی که ما تعیین می کنیم پای رادیو بنشینند و به دیوار نگاه کنند و به برنامه هایی که با سلیقه خاص چند نفر تهیه شده گوش دهند.
مهم ترین ثمره تکنولوژی مدرن این است که فردیت آدمی را به رسمیت شناخته و به مصرف کننده قدرت انتخاب می دهد.
می توان گفت که نه تنها به تعداد آدمهای زنده روی زمین، تعدد سلیقه داریم بلکه هر یک از افراد نیز در طول هرشبانه روز حال و هوا های مختلفی را تجربه می کنند. یک نفر ممکن است بر اثر اتفاقاتی که در طول یک شبانه روز برای او می افتد شادی، اندوه ،خشم، سبکی ، بی قراری و بسیاری حالات دیگر را تجربه کند.
پنجاه سال پیش رسانه های عامه پسندی که وجود داشت رادیو بود و چند کانال تلویزیونی. رسانه هایی که در واقع دو نقص بزرگ داشتند. "کم تعدد و لاجرم کم تنوع" و "یک طرفه" بودند. مصرف کننده ها هم در مقابل محدود کالایی که عرضه می شد، بااغماض و به اجبار به چند گروه بزرگ تقسیم می شدند و هر گروه کالای نزدیک به سلیقه و نیاز خود را مصرف می کرد. اما امروزه این انتظار ایجاد شده که هر فرد در هر لحظه باید بتواند برای نیاز ها و علایق هر لحظه خود پاسخی درخور و مناسب همان لحظه را بدهد. مقابل تلویزیون می نشیند و میان صدها کانال ماهواره ای و کابلی چرخ می زند. اگر سیراب نشد دیسک های فشرده و اطلاعات دیجیتالی را زیرو رو می کند و باز هم اگر پیدا نکرد در اینترنت غوطه ور می شود.
اگر بخواهیم بشر امروز را به شنیدن رادیو مجبور کنیم باید او را پشت فرمان اتومبیل بنشانیم. (البته اتوموبیلی که سی دی خوان نداشته باشد) وقتی دست و پای او درگیر فرمان و ترمز و دنده است و هیچ جایی را هم به جز رو برو نمی تواند نگاه کند شاید رادیو را روشن کند.
جهت گیری تکنولوژی رسانه ای به سمت و سویی است که به تعداد افراد بشر و برای تقاضا های لحظه ای آنان، خوراک مناسب مهیا شود و این یکی از دلایلی است که بشر امروز به مراتب تنها تر از بشر دیروز است. آدمها روز به روز بین خود و دیگران احساس اشتراک کمتری می کنند. دردو رنج دیگری را کمتر می فهمند و برای خود کمتر آیینه ای پیدا می کنند. روح جمعی با عمده شدن فرد در حال محو شدن است.
خصوصیت دیگر فردی شدن رسانه ها هم این است که کمتر می توانند ابزار باشند و چنین رسانه هایی توان تولید موج را ندارند. برای مثال اگر در کشور ما کانالهای تلویزیونی تعدد بیشتری داشت و البته انحصاری هم نبود، به فرض چند روز مانده به روز قدس درست وقتی که چند کانال تلویزیونی برای به خیابان دعوت کردن مردم با آب و تاب فراوان جنایات جنگی، صحنه های متنوع جان دادن کودکان و زجه های زنان را بی پرده و به تکرار به صورت شبانه روزی پخش می کنند و از نشان دادن هیچ صحنه ای برای ریش کردن دل بیننده دریغ نمی کنند و در همان حال که به تماشا گر خود چنین القا می کنند که: آی بیننده اگر فردا به خیابان نروی انگار با همه جنایت کاران از صدر اسلام به بعد شریک جرمی .... به طور همزمان گروهی از یک کانال دیگر فواید پیاز را یاد می گیرند.. گروهی دیگر آخرین نتایج مسابقات فوتبال جام قهرمانی اروپا را دنبال می کنند... گروهی از نحوه زندگی اجتماعی یک نوع مورچه آفریقایی ماتشان برده و گروهی دیگر به شدت هیجان زده اند که بالاخره گروه زرد جایزه پانصد هزار تومانی را خواهد برد یا گروه آبی.
